حدیث روز

پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۱
هجرت شریف؛ زنده‌ نگه‌داشتن قدس در وجدان و ضمیر امت

حوزه/ سال نو هجری، فرصتی برای تأمل در فلسفه هجرت به عنوان نماد حرکت، همت و همبستگی است. از جمله هجرت‌های ارزشمند، روی آوردن به قدس است؛ شهری که «سنگ محک وجدان امت» و «امانتی مشترک» است و دفاع از آن، مسئولیتی همگانی محسوب می‌شود.

به گزارش سرویس بین الملل «خبرگزاری حوزه»، به مناسبت آغاز سال نو هجری، تقویمی که نام خود را از رویداد تاریخی هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه گرفته است، برخی از نویسندگان و اندیشمندان مسلمان به بازخوانی ابعاد این رویداد می‌پردازند. هرچند خود واقعه هجرت در ماه ربیع‌الأول رخ داده و آغاز سال قمری در محرم، ریشه در سنت پیشین عرب‌ها دارد، اما نامگذاری این تقویم به «هجری» خود بهانه‌ای است برای تأمل در فلسفه و پیام‌های آن حرکت بزرگ تاریخی.

شاهزاده الحسن بن طلال، نویسنده اردنی، در نوشتار پیش‌رو نیز از همین مناسبت بهره گرفته است. او «هجرت» را نه صرفاً یک رویداد تاریخی، بلکه منبعی برای الهام‌گیری از ارزش‌هایی چون پایداری، کرامت، عدالت، همبستگی و مسئولیت‌پذیری می‌داند و با پیوند دادن آن به مفاهیمی چون کاروان‌های حج و جایگاه قدس، کوشیده است تا چشم‌اندازی تمدنی از این رویداد ترسیم کند.

وی با استناد به حدیث پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) که فرمودند: «بار سفر بسته نمی‌شود مگر به سوی سه مسجد: مسجدالحرام، این مسجد من (مسجدالنبی) و مسجدالاقصی»، قدس را «سنگ محک وجدان امت» و «امانتی مشترک» معرفی می‌نماید و بر ضرورت دفاع از آن در ابعاد انسانی، فرهنگی و اجتماعی تأکید می‌ورزد. در ادامه، متن کامل این یادداشت که در عربی با عنوان «الهجرة المشرفة .. إحیاءٌ للقدس فی الضمیر» منتشر شده، ارائه می‌شود:

هجرت شریف؛ زنده‌ نگه‌داشتن قدس در وجدان و ضمیر امت

با طلوع سال نو هجری، مسلمانان تنها یک خاطره تاریخیِ سپری‌شده را یادآوری نمی‌کنند، بلکه از «فلسفه هجرت» به عنوان نقطه‌عطفی برای تقویت آگاهی و تثبیت ارزش‌های پایداری، کرامت، عدالت، یاری حق، همبستگی و مسئولیت‌پذیری الهام می‌گیرند. امروز، در حالی که رو به سوی مسجدالاقصای مبارک داریم، این معانی در وجود ما مجسم می‌شود؛ همان قبله نخستینی که بر اساس فرموده پیامبر اکرم (ص) که فرمودند: «بار سفر بسته نمی‌شود مگر به سوی سه مسجد: مسجدالحرام، این مسجد من (مسجدالنبی) و مسجدالاقصی»، هرگز روزی از آگاهی امت غایب نبوده است.

این پیوند نبوی میان سه مسجد، صرفاً یک چیدمان جغرافیایی نیست، بلکه یک «سرنوشت مشترک» است که نیاکان ما آن را عمیقاً درک کردند؛ از این رو مکه، مدینه و قدس را به یک فضای معنوی واحد تبدیل ساختند که در آن فاصله‌ها ذوب شده و عبادت با مسئولیت‌پذیری گره می‌خورد. امروز و در حالی که موسم حج لبریز از میلیون‌ها دلی است که از هر راه دوری مشتاقانه به سوی مکه مکرمه می‌شتابند، درمی‌یابیم که این انبوه جمعیت تنها ارقامی در یک سرشماری نیستند، بلکه یک انرژی تمدنی عظیم و پیکری واحد و تپنده هستند که به ما یادآوری می‌کنند امت در صورت تبدیل شدن به «حضور آگاهانه» و «اقدام مشترک»، توانمندی نهفته بزرگی در اختیار دارد. سومین حرم شریف همان‌گونه که در قلب‌های ما ریشه‌دار است، در حرکت و تکاپوی ما نیز حاضر خواهد ماند.

شاید از شگفتی‌ها این باشد که تاریخ اسلامی ما با کاروان‌های علم، تجارت و حج حفظ شده است. کاروان تنها وسیله‌ای برای جابه‌جایی نبود، بلکه یک نهاد تمدنی بود که دورترین نقاط شرق اسلامی را به اعماق آفریقا پیوند می‌داد و انسان‌ها، اندیشه‌ها، دانش‌ها و تجربیات را با خود همراه می‌ساخت. در طول مسیرهای این کاروان‌ها، راه‌ها، تکایا، خانقاه‌ها و مراکز میزبانی و یاری‌رسانی شکل گرفت که به انسان در سفرش خدمت کرده و او را برای رسیدن به مقصدش یاری می‌دادند.

با گذر زمان، ابزارها دگرگون شد و راه‌های کاروان‌رو به وسایل حمل‌ونقل مدرنی تبدیل شد که فاصله‌ها را کوتاه کرد، اما پیام همچنان دست‌نخورده باقی ماند: پیوند دادن انسان به امر مقدس و پیوند دادن جوامع به یکدیگر.

نکته جالب توجه این است که قرآن کریم حج را به استطاعت (توانایی) مشروط کرده و فرموده است: «وَلِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا» (و برای خدا بر عهده مردم است که آهنگ خانه [او] کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن را دارند). مفهوم «سبیل» (راه) همواره با تلاش و تحمل سختی‌های راه برای رسیدن به مقصد همراه بوده است. امروز اگرچه بسیاری از سختی‌های سفر کاهش یافته، اما ارزش تلاش و تکاپو کم نشده است. اگر فناوری دسترسی به بسیاری از مقصدها را آسان کرده است، قدس به ما یادآوری می‌کند که برخی از انواع سختی‌ها دیگر نه در خودِ راه، بلکه در چالش‌ها، موانع و پافشاری بر رسیدن و حضور داشتن است؛ آن هم با وجود تمام محدودیت‌ها و موانعی که زائران و ساکنان قدس با آن روبرو هستند.

قدس تنها یک جغرافیای مکانی نیست، بلکه امتداد معنوی سفر اِسْرا و معراج و سنگ محکی برای سنجش وجدان امت است. این شهر امروز با تلاش‌های مداوم برای جعل هویتش و تحمیل روایتی تک‌بعدی بر کارنامه تاریخی خود مواجه است؛ در حالی که در طول قرن‌ها، فضایی انسانی بوده که حافظه مذهبی و تمدنی را در قالب یک بافت واحد به هم پیوند داده است. در کوچه‌های آن، صدای اذان با بانگ ناقوس‌ها درمی‌آمیزد تا نمادی از همزیستی مسالمت‌آمیز و میراث مشترک انسانی باقی بماند.

از این رو، دفاع از قدس تنها به حفاظت از سنگ و بنای آن محدود نمی‌شود، بلکه شامل دفاع از حق انسان در زندگی، کرامت و بقا در سرزمینش، و حق نسل‌های آینده برای ارث بردن شهری زنده با مردم، میراث و تنوع تمدنی‌اش است؛ چرا که قدسِ بدون مقدسیان (ساکنان قدس) معنا ندارد. حمایت از قدس نیز صرفاً به نگهداری از مقدسات یا مرمت آثار تاریخی محدود نمی‌شود، بلکه به حمایت از مدارس، بیمارستان‌ها، کتابخانه‌ها و نهادهای اجتماعی که جریان زندگی را در این شهر حفظ کرده و به آن توان ادامه دادن می‌بخشند، گسترش می‌یابد تا جسم، روح و اندیشه هم‌زمان با هم پویا شوند.

ایجاد پل‌های ارتباطی با قدس، رساترین بیانگر همبستگی با مردم آن، شکستن دیوار غربت و تجسم عملی یک مفهوم اصیل دینی است که اسلام به ما آموخته است: مستحکم کردن پیوندهای الفت و یاری رساندن به مستضعفان. شاید یکی از معانی آیه شریفه «کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» (شما بهترین امتی بودید که برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند بازمی‌دارید و به خدا ایمان دارید) این باشد که ارزش‌ها به عمل تبدیل شوند؛ چرا که برتری و خیر بودن امت تنها با تعداد فرزندانش سنجیده نمی‌شود، بلکه به توانایی آن در تبدیل این تعداد به یک اقدام اخلاقی و حضوری قلبی و انسانی بستگی دارد که امید و همبستگی مشترک را به ارمغان می‌آورد.

به همین دلیل، اسلام همبستگی را یک ارزش انتزاعی رها نکرده، بلکه سازوکارهای عملی و نهادهای پایداری برای آن پایه‌گذاری کرده است. زکات یک نظام اجتماعی است که بخشی از ثروت را به نیازمندان هدایت می‌کند، در حالی که «وقف» در طول تاریخ اسلام، الگویی پیشگام برای نهادینه‌سازی بخشش، حمایت از آموزش، مراقبت‌های اجتماعی، نگهداری از مقدسات و تداوم خیرخواهی بوده است.

از افتخار انتساب به خاندانی که تولیت و وصایت مقدسات اسلامی و مسیحی در قدس را به عنوان یک امانت و مسئولیت — و نه یک امتیاز — بر عهده دارد، تأکید می‌کنیم که این مسئولیت هیچ‌گاه جایگزینی برای مسئولیت امت نبوده، بلکه جلوه‌ای از آن است؛ چرا که قدس امانت تمام امت و مسئولیت مشترک همگان است.

هجرت با خود معنای همت و برخاستن برای انجام وظیفه را داشت، کاروان‌های حج مفاهیم وحدت، همبستگی و پیوند با امر مقدس را با خود حمل کردند، و امروز قدس شایسته آن است که جایگاه خود را در این مسیر پیوسته بازیابد. مکان‌های مقدس فراتر از سیاست و پایدارتر از دگرگونی‌های آن هستند، زیرا به حق، کرامت و حافظه مشترک انسانی پیوند خورده‌اند. همان‌طور که حق والاترین است و چیزی بر آن برتری نمی‌یابد، قدس نیز امانتی بر گردن تمام مؤمنان به ارزش‌های عدالت، کرامت و وفاداری باقی خواهد ماند؛ و آزمونی حقیقی برای توانایی ما در تبدیل باورهایمان به عملی شایسته جایگاه آن در وجدان امت و ضمیر بشریت است.

امروز که در آستانه سال نو هجری قرار داریم، از خداوند منان خواستاریم که آن را سالی سرشار از خیر و برکت قرار دهد، ما را از نیکوکارانی بگمارَد که در راه خدمت به منافع عمومی تلاش می‌کنند و ما را به آنچه خیر و کرامت انسان در آن است، موفق بدارد.

همچنین از خداوند متعال مسألت داریم که قدس و اهل آن را حفظ فرماید و به ساکنان قدس، اعم از مسلمان و مسیحی، که هر روز از هویت و پیام این شهر مبارک پاسداری می‌کنند، برکت بخشد. قدس همان‌گونه که به مقدساتش متبرک است، به مردمش نیز برکت یافته است و امانتی بر گردن همه ما باقی خواهد ماند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha